آسمانآسمان، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 27 روز سن داره

من و نی نی خوشملم

انتظار

سلام عزیز دلم چند روز دیگه بیشتر نمانده تا بفهمم که امدی یا نه .کاش امده باشی نمیدانی چقدر واسه امدنت بی قرارم همش تو رویام امدنت و مثبت شدن بی بی تصور میکنم .امیدوارم به زودی این رویا به حقیقت بپیونده. دوست دارم عزیزم زود بیا قول میدم مامان خوبی باشم
28 خرداد 1391

بدون عنوان

این ماهم گذشت و نیومدی دیگه از امدنت نا امید شدم انگار قرار نیست باشی.نمیدانم چرا این ماه انقدر دلم شکست و غمگین شدم . بی حوصله ام و از همه چیز خسته نمیدانم چم شده زود بغضم میگیره و اشکم سرازیر میشه.امروز کلی عکس سیسمونی دیدم و اشک ریختم و حسرت خوردم .خدایا یعنی چیز زیادی میخوام اخه چقدر التماس کنم یعنی من حق مادر شدن ندارم. من خسته ام خیلی خسته دیگه ...
1 خرداد 1391

بدون عنوان

سلام عزیزترین نداشته ام .نمیدانم این انتظار کی به پایان میرسه اصلا میرسه؟ یعنی خدا کی تو را به من هدیه میده. اصلا میده ؟ خسته شدم از این همه انتظار بیهوده .چقدر گاهی دلم برای خودم میسوزه از این که با فکر امدن میخندم و با نیامدنت میگریم از این که هر ماه که نمیایی ماه بعد را باور میکنم که حتما می ایی وباز نمیایی. یعنی کی میایی ........................................ کاش الان باشی ماله من باشی تو وجودم باشی وایییییییییییییی بازم دلم لرزید بازم خوشحال شدم یعنی میشه باشی. زود بیا که من و بابا محمد بیصبرانه منتظرتیم . ای کاش باشی عزیز نازنینم . خیلی دوست دارم ...
28 ارديبهشت 1391

کاش این ماه بیایی

سلام مامانم خیلی دل تنگتم کاش زود بیای پیشم نمیدانم چرا هرچی دعا میکنم فایده نداره اخه باید چی کار کنم تا کی باید صبر کنم بیای که بیام با خوشحالی خبر و حس خوب امدنتو بنویسم .بیشتر از این منتظرم نزارو زود بیا که خوشبختی من و بابایی کامل بشه ...
6 بهمن 1390

بدون عنوان

سلام عزیز مامان الان که دارم برات می نویسم بابایی خوابه امشب خیلی دلم گرفته دوست دارم زود بیای پیشم .از امشب می خوام همه حرفامو واست بنویسم اگه به بابایی بگم ناراحت میشه اخه طاقت ناراحتیمو نداره.خیلی می ترسم که هیچ وقت نیای.  روزی صد بار از خدا تورو می خوام کاش بیای.دوست دارم عشقم ولی بی بابایی نگو بهت گفتم عشقم اخه دوست نداره می خواد فقط خودش عشقم باشه
2 بهمن 1390